هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
357
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
گفت : اى رسول خدا ، ما به نزد تو آمدهايم تا تصديقت كنيم و گواهى دهيم كه تو پيامبرى از جانب خداوندى و آنچه را خود و پدرانمان مىپرستيديم به دور افكنيم . پيامبر نيز براى ايشان دعا فرمود و پس از آنكه اصول اسلام و بخشى از احكام آن را به ايشان آموخت آنان را به سرزمينشان بازگرداند ، و در امور خودشان آزادشان گذارد - همچنانكه با بيشتر هيئتهاى عربى چنين مىكرد . نمايندگان بنى تميم نيز به سركردگى حاجب بن زراة بن عدس بنزد پيامبر ( ص ) آمدند . اقرع بن حابس و زبرقان بن بدر و عمرو بن أهتم و قيس بن عاصم و چهرههاى سرشناس ديگرى نيز در اين هيئت شركت داشتند . ايشان وارد مسجد شدند و فرياد كردند : اى محمد به نزد ما بيا تا افتخاراتمان را به يكديگر بازگو كنيم . ما در ضمن بيان سريهء عيينة بن حصن به بنى عنبر ، يكى از تيرههاى تميم ، به اين هيئت اشاره كرديم . ( 1 ) هيئت حمير و نامهء پيامبر ( ص ) به ايشان پادشاه حمير نامهاى دربارهء اسلام آوردن خويش به همراه هيئتى به نزد پيامبر فرستاد . زرعة بن ذى يزن مالك بن مرهء رهاوى نيز اسلام آوردن مردم خود را به آن حضرت اطلاع داد . پيامبر ( ص ) نيز نامهاى به ايشان نگاشت كه در آن آمده است : « از محمد رسول خدا به حارث بن عبد كلال و نعيم بن عبد كلال و نعمان ذى رعينى و معافر و همدان : اما بعد ، من الله را كه خدائى جز او نيست ستايش مىكنم . فرستادهء شما كه از سرزمين روم مىآمد بر ما وارد شد و پيغام شما را رساند و خبر اسلام آوردنتان و اينكه مشركان را كشتهايد به ما داد . اگر نيكوكار باشيد ، خدا و رسولش را فرمان بريد ، نماز بگزاريد ، زكات بدهيد و خمس غنائم را كه سهم خدا و رسول اوست بپردازيد ، خداوند شما را به هدايت خود راه نموده است . »